نمی دانید چقدر دلم برای اینجا تنگ تنگ شده.
برای دوستانم و برای نوشتن.
کمتر از یکماه دیگر جوجه به دنیا می آید . نمی توانم پشت لب تاب بنشینم و کامپیوتر خانه هم به هم
ریخته است، این است که نت ندارم.
الان دارم یواشکی از یک محیط کاملا اداری می نویسم، اینقدر که دلم برایتان تنگ شده.
هانی هم خوب است. در ورزش دو هفته است کاپیتان شده و یک هفته هم هست که مبصر کلاس است.
وقتی می روم مدرسه و معلمش و مدیرش از هانی تعریف می کنند روی ابرها پرواز می کنم.
گرچه گاهی بهانه می آورد و مدرسه نمی رود و تازگی ها هم خودش را برایم بیشتر لوس می کند ولی
همان هانی سابق است.
نمی دانم چقدر بعد از به دنیا آمدن جوجه می توانم بیایم و اینجا را بنویسم ولی این را بدانید که حسابی
دلم برایتان تنگ می شود و کلی احتیاج دارم برایم آرزو های خوب کنید. ممنون .
ضمنن من دفاع کردم. نیمه های بهمن ماه بود و خدا را شکر کل نمره ی بدون مقاله را گرفتم.
گرچه هنوز مقاله ام آماده نیست ولی خیلی آرامش دارم و سر فرصت مقاله ام را هم آماده می کنم.

