ما مي خواستيم مناظره ي تلويزيوني را ببينيم و هاني مي خواست برايمان حرف بزند، گفتيم كه بايد ساكت باشد و حرفش را نيمه تمام بگذارد.
بغض كرد و گفت: " حالا كه اينجوري شد من ديگه به مير حسين راي نمي دم، به احمد.ي.نجاد راي مي دم"
ما هم از ترس ريزش راي مير حسين
صداي تلويزيون را كم كرديم و اول به ادامه ي صحبتهاي هاني گوش داديم. يك مدل اسباب بازي را كه ديده بود تشريح مي كرد تا برويم يكي از آنها را برايش بخريم.