تبليغاتX
ماماتی -

ماماتی

کودکانمان بهانه های زیستن مایند

 

ما مي خواستيم مناظره ي تلويزيوني را ببينيم و هاني مي خواست برايمان حرف بزند، گفتيم كه بايد ساكت باشد و حرفش را نيمه تمام بگذارد.

 بغض كرد و گفت: " حالا كه اينجوري شد من ديگه به مير حسين راي نمي دم، به احمد.ي.نجاد راي مي دم"

ما هم از ترس ريزش راي مير حسين   صداي تلويزيون را كم كرديم و اول به ادامه ي صحبتهاي هاني گوش داديم. يك مدل اسباب بازي را كه ديده بود تشريح مي كرد تا برويم يكي از آنها را برايش بخريم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/19ساعت   توسط ملیحه   |